از ۲۸ دسامبر، جهان شاهد شکلگیری یک جنبش اعتراضی ملی و تاریخی در ایران بوده است؛ جنبشی که بهطور آشکار جمهوری اسلامی را به چالش کشیده است.
معترضان با خشونتی وحشیانه روبهرو شدهاند، از جمله حمله به مجروحان در داخل بیمارستانها از جمله یورش به بیمارستانی در ایلام در یکشنبه ۱۴ دی ماه برای بازداشت مجروحان اعتراضات و پس از قطع تقریباً کامل اینترنت، گزارشهایی از وقوع یک کشتار منتشر شد و منابع معتبر متعددی اعلام کردهاند که هزاران نفر، از جمله کودکان، جان خود را از دست دادهاند.
ما با یک مسئولیت اخلاقی و سیاسی در قبال شهروندان ایرانی—بهویژه کودکان—روبرو هستیم؛ مردمی که چیزی جز حقوق بنیادین انسانی مطالبه نمیکنند، اما در پاسخ، با شدیدترین و بیرحمانهترین اشکال خشونت دولتی مواجه شدهاند.
ما معتقدیم اکنون باید نکات زیر بهروشنی بیان و بهصورت علنی پیگیری شوند: مسیحیان و انسانهای باوجدان باید از نمایندگان منتخب خود بخواهند که مقامات ایرانی را پاسخگو بدانند و صراحتاً اعلام کنند که اقدامات این رژیم کاملاً غیرقابلقبول و نقض فاحش قوانین بینالمللی بوده است.
جمهوری اسلامی اکنون فراتر از هر تردید معقولی نشان داده است که از طریق سرکوب سیستماتیک و خشونت جمعی، مشروعیت اخلاقی و حقوقی خود را به میزان قابل توجهی از دست داده است. کشورها باید بهعنوان نشانهای روشن از اینکه روابط نمیتواند به روال عادی ادامه یابد، سفرای خود را از ایران فرا بخوانند. رژیم ایران دیگر نمیتواند بهعنوان عضوی مشروع از جامعه بینالمللی تلقی شود، زیرا بهطور جدی هم قوانین ملی و هم قوانین بینالمللی را نقض کرده است.
برای عاملان جنایت علیه مردم ایران نباید هیچ مصونیتی وجود داشته باشد؛ مرتکبان باید شناسایی شوند و از طریق سازوکارهای مناسب بینالمللی به عدالت سپرده شوند. برای مدتها، دولتهای غربی با احتیاط و ملاحظهکاری با این مسئله برخورد کردهاند و مصلحتهای دیپلماتیک و وابستگی به منابع را در اولویت قرار دادهاند. در همین حال، رفتار رژیم بهطور پیوسته وخیمتر شده است. اکنون زمان تغییر قاطع سیاستها فرا رسیده است. دیگر نباید هیچ بازگشتی به «روال عادی» در تعامل با این رژیم وجود داشته باشد.
دولتها باید تأثیرات مثبت بلندمدتی را در نظر بگیرند که سقوط این رژیم و شکلگیری یک دولت سکولار و دموکراتیک در ایران میتواند داشته باشد—نهتنها برای ایرانیان، بلکه برای ثبات منطقهای و جهانی. حکومت ایران بهطور مستمر در منطقه مداخله کرده و به تشدید درگیری و رنج در لبنان، عراق، سوریه، یمن و فلسطین دامن زده است. این نقش بیثباتکننده باید مقابله و متوقف شود.
گستره، سرعت و شدت خشونت در ایران، پاسخی فوری و اصولی را میطلبد. سکوت، تعلل و اقدامات نیمبند تنها جسارت ارتکاب جنایات بیشتر را افزایش میدهد. مردم ایران شایسته حمایت، عدالت و همبستگی بینالمللی هستند—نه کلماتی بدون پیامد.
در سطح اتحادیه اروپا و سازمان ملل باید قطعنامههای قوی برای محکومیت اقدامات رژیم و اعلام همبستگی با مردم ایران پیگیری شود. در حالی که مستندسازی و گزارشدهی ضروری است، اما این کار بدون پیامدهای سیاسی ملموس کافی نیست. طی ۴۷ سال گذشته، قطعنامهها، بیانیههای ابراز نگرانی و تحریمها بهطور آشکار نتوانستهاند رژیم ایران را از ارتکاب جنایات سنگین علیه شهروندان خود بازدارند. با وجود محکومیتهای مکرر بینالمللی، خشونت حکومتی بدون وقفه ادامه یافته و مردم عادی ایران قربانیان اصلی آن بودهاند.
از اینرو، ما از جامعه بینالمللی، دولتها، کلیساها و سازمانهای بینالمللی میخواهیم که از اقدامات نمادین فراتر بروند و سازوکارهای مؤثری برای حفاظت از مردم ایران در برابر خشونت نظاممند و مداوم دولتی تدوین کنند. آنچه امروز در ایران در حال وقوع است، یک اختلاف سیاسی داخلی نیست؛ بلکه تهاجمی مستمر به کرامت انسانی، جان انسانها و حقوق بنیادین است.



0 Comments