از اواسط قرن نوزدهم، میسیونرهای زن پا به پای میسیونرهای مرد در ایران، از شهرهای بزرگ تا روستاهای دورافتاده، در ساخت مدارس و بیمارستانها نقش کلیدی ایفا کردند. آنان از حقوق زنان دفاع کردند، درراهاندازی یکی از پیشگامترین نشریات زنان نقش کلیدی داشتند و الگویی تازه از مشارکت اجتماعی ارائه دادند. این مسیر تاریخی از تأسیس نخستین مدارس دخترانه آغاز شد و امروز تا نوکیشان مسیحی که در سازماندهی کلیساهای خانگی فعال بوده، برای باور خود به زندان رفتند و در اعتراضات مردمی برای کرامت انسانی شرکت کردند و حتی جان خود را فدا کردند، امتداد یافته است.
از نخستین مدرسه دخترانه تا نشریه «عالم نسوان»
میسیونرها نقش مهمی در توانمندسازی زنان و دختران در ایران از راههای گوناگون ایفا کردند و اندیشه برابری حقوق زن و مرد را ترویج دادند. در این میان، زنان میسیونر نقشی کلیدی داشتند.
هما ناطق، تاریخدان چپگرا که در دانشگاههای ایران و فرانسه تدریس کرده است، در ارزیابی کارنامه میسیونرهای مسیحی به نقش آنان در «گسترش دانشپروری و تأسیس صدها مدرسه سودمند» اشاره میکند. یکی از مهمترین دستاوردهای اجتماعی و آموزشی مدارس میسیونری — که در نوشتههای این استاد دانشگاههای تهران و سوربن نیز مورد تأکید قرار گرفته — ایجاد مدارس دخترانه در کنار مدارس پسرانه بود.
نخستین مدرسه دخترانه در ایران در سال ۱۸۳۸ میلادی توسط میسیونرهای پروتستان در ارومیه تأسیس شد. این مدرسه با تلاش جودیت گرنت شکل گرفت؛ که پیش از آمدن به ایران، در آمریکا فعالیت آموزشی داشت. او در کنار فعالیت آموزشی در ایران، به همسرپزشک و میسیونرش عساییل گرنت در امور درمانی بیماران نیز کمک میکرد. پس از درگذشت خانم گرنت، فیدلیا فیسک، دیگر میسیونر آمریکایی، مسئولیت این مدرسه را بر عهده گرفت و آن را توسعه داد. در این شهر میسونرها نخستین دانشکده پزشکی را بنیاد گذاشتند.
اَنی بویس، میسیونر کلیسای مشایخی، از چهرههای شاخص این جریان آموزشی بود. او در مدرسه دخترانه آمریکایی تهران — که بعدها به مدرسه ایران بیتئیل و سپس کالج دماوند تبدیل شد — تدریس میکرد. این مدرسه توسط میسیونرها بنیانگذاری شده بود.
این بانوی میسیونر علاوه بر تدریس، مدیریت نشریه «عالم نسوان» (دنیای زنان) را نیز بر عهده داشت؛ نشریهای که پس از سال ۱۹۲۰ توسط انجمن فارغالتحصیلان همان مدرسه منتشر میشد. از این مجله به عنوان «نیرویی واقعی در ارتقای زنان کشور» نام برده شده و به مدت دوازده سال، نشریهای پیشرو و اختصاصیافته به پیشرفت و توانمندسازی زنان بود.
این نشریه بر موضوعاتی چون سلامت و بهداشت، مراقبت از کودکان، خانهداری، آشپزی، پوشاک و مد تمرکز داشت و در عین حال، مقالات ادبی، اشعار نویسندگان زن و اخبار مربوط به پیشرفت زنان در ایران و دیگر نقاط جهان را نیز منتشر میکرد. همانگونه که سموئل جردن بر خلق شخصیت و ارزش در میان دانشآموزان البرز تأکید داشت، همین رویکرد در مدرسه دخترانه آمریکایی نیز به اجرا گذاشته شد.
ارزشهای مسیحی برای خیر عمومی
جین دولیتل، معلم و مدیرمدرسه دخترانه آمریکایی، در مصاحبه با پروژه «تاریخ شفاهی ایران» میگوید هدف تعلیم و آشنا کردن دانشآموزان با الگوی اخلاقی مسیحی بود. بسیاری مسیحی نشدند، اما همان ایدهها را در جامعه زندگی کردند و به کار گرفتند.
در مدرسه آمریکایی تهران فارغالتحصیلانی عیرمسیحی چون پروین اعتصامی، شاعر بلندآوازه، و ستاره فرمانفرماییان، بنیانگذار مددکاری اجتماعی در ایران، تحصیل کردند. ستاره فرمانفرماییان در این مدرسه بهصورت داوطلبانه همراه مبشران مسیحی به کمک مردم فقیر جنوب تهران میرفت که در «فقر» زندگی میکردند. به گفته او، دانشآموزان سال آخر هفتهای چند ساعت در داروخانهای خیریه در جنوب تهران خدمت میکردند؛ داروخانهای که توسط مدیریت بیمارستان آمریکایی در یک انبار قدیمی تأسیس شده بود. زنان و کودکان بیبضاعت برای دریافت دارو به آنجا مراجعه میکردند. وی و پدرش که با دکتر جردن رابطه نزدیک داشتند از بیمارستان امریکایی میسونرها یاد می کند که نیازمندان رایگان درمان می شدند.
برابری زن و مرد در عمل
حضور خود میسیونرهای زن در ایران تابوشکن بود و نگاه جنسیتزده به زنان را به چالش میکشید. دکتر مری اسمیت، بهعنوان نخستین پزشک زن میسیونر در تهران، با شگفتی بسیاری از شهروندان روبهرو شد؛ بسیاری از مردم متعجب بودند که زنی چنین دانشی دارد و حرفهای که مختص مردان دانسته میشد را انجام دهد. یحیی آرمجانی، تاریخدان،مبشر مسیحی و از معلمان سابق دبیرستان البرز، مینویسد که ناصرالدینشاه در دیداری از مدرسه دخترانه آمریکایی از دکتر مری اسمیت خواست نبضش را بگیرد و وضعیت سلامتش را اعلام کند.
جردن بنیادگذار دبیرستان البرز و همسرش مری که بالاترین نشان افتخار علمی را در دوران پهلوی دریافت کردند معتقد به برابری زن و مرد بودند و در عمل نیز نشان می داندن از تدریس پسران توسط خانم جردن و انی بویس همسر معاون جردن. خانم جردن از دانش اموزان می خواست انشایی بنویسند که «هیچ کشوری بالاتر از سطح زنان آن کشور اوج نمیگیرد.»
از ساخت مدرسه ژاندارک تا کمک به جذامیان
راهبه های متعلق به جماعت کاتولیک «خواهران نیکوکار» که پیشتر یتیمخانهای را اداره میکردند، مدرسه فرانسویزبان ژاندارک را برای دختران تأسیس کردند.
از دانش اموزان ژاندارک می توان از فرح دیبا ملکه سابق ایران که نقش کلیدی در تاسیس موزه هنرهای معاصر تهران و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشت و زینت جانشاه از پیشگامان مُد و طراحی لباس نام برد.
راهبه های کاتولیک برای دههها در تبریز در مرکز «بابا باغی» به جذامیان کمک کردند.
پیشتر یکی از کادرهای پزشکی کاتولیک که دههها در تبریز به جذامیان کمک کرده به «سازمان ماده ۱۸» گفته بود که «تعداد کاتولیکهای فعال که به جذامیان کمک میکردند، پنج و شش نفر بودند.» وی افزود «قبل از دهه هفتاد میلادی، و دست یافتن به داروی معالجه جذام، صدها نفر از روستاییان ایرانی که به این بیماری گرفتار شده و حتی به این دلیل دست و پایشان قطع شده بود، در این مرکز در تبریز نگهداری شدند.»
کلینیکها و مراکز آموزشی متعددی نیز توسط زنان میسیونر برای کمک به حاشیهراندهشدگان ایجاد شد. از جمله، جین دولیتل، در کنار فعالیت آموزشی، کلینیکی نیز تأسیس کرد که توسط فارغالتحصیلان همان مدرسه حمایت میشد؛ زنانی که با ارزشهای مسیحی و کمک به خیر عمومی آموزش دیده بودند. بیشترین هدف این کلینیک کمک به افراد نیازمند بود.
فشار بر میسیونرها و نوکیشان
مواردی که در مورد آموزش، درمان و کمک به حاشیه راندگان مطرح شد فقط چند نمونه از فعالیت میسیونرها است که هم بیمارستان ها و مدارس معروف ساختند و هم چه زن چه مرد حتی سوار بر اسب به بسیاری از روستاهای دور دست برای کمک و تعلیم رفتند.
با این حال، فعالیت میسیونرها همواره بدون مخالفت و تنش نبود. مری استوارت برد، میسیونر دیگری که در اواخر قرن نوزدهم به فعالیتهای درمانی، بهویژه در اصفهان، اشتغال داشت، در کتاب خود که در اخرین سال قرن نوزدهم میلادی منتشر شده، از آزارها و مخالفتهایی سخن میگوید که گاه از سوی «ملاها» و متعصبان مذهبی عوام صورت میگرفت؛ از هو کردن و فریاد زدن علیه میسیونرها گرفته تا کتک زدن مالکی که ملک خود را برای فعالیت درمانی به آنان اجاره داده بود، صرفاً به این بهانه که چرا آن را در اختیار «کافران» قرار داده است.
او همچنین به آزار و اذیت نوکیشان اشاره میکند؛ از جمله زنی به نام حمیده که همسایگانش حتی اجازه نمیدادند به چاه آب نزدیک شود، زیرا او را «ناپاک» میدانستند، و در بازار نیز کسی حاضر نبود از او جوراب بخرد. حمیده از جمله نوکیشان گمنامی بود که برای باورش هزینهای سنگین پرداخت.
در کنار او، میتوان به نوکیشان شناختهشدهتری نیز اشاره کرد که دربارهشان کتابها و مقالات منتشر شده است؛ از جمله دکتر سعید خان کردستانی در سنندج، طلبهای که مسیحی شد و بعدها به یکی از چشمپزشکان نامدار ایران در دوره قاجار تبدیل گشت و حتی مدتی پزشک دربار شد.
زنان مسیحی ایرانی؛ روایتی از پایداری و رنج
روایت زجر و ازار حمیده روایتی اشنا برای تعداد زیادی از نوکیشان مسیحی پس از انقلاب شد. به جز توقیف اموال متعلق به کلیساها از جملیه بیمارستان های کلیسای اسقفی در شیراز و اصفهان و مدرسه نابینایان کریستوفل حکومت آزار و سرکوب و تبعیض اقلیت های دینی به ویژه نوکیشان را به صورت نظام مند به اجرا دراورد. زنان مسیحی با تبعیض و بی عدالتی درهمتنیده یا اینترسکشنال به خاطر دین و جنسیت روبرو شدند از زندان تا محرومیت از کار ، تحصیل،تبعید اجباری و حتی از محومیت داشتن فرزند خوانده.
اما انها باور خود را انکار نکردهاند بلکه با خلاقیت و تلاش، در پایداری جامعه مسیحیان نقش بسزایی داشتهاند، از همراهی و راه اندازی کمپین برای احیای حقوق مسیحیان تا برگزاری جلسات کلیسای خانگی.
آزار نوکیشان از همان اول انقلاب اغاز شد. در کتاب «مشکل عشق» اسقف دهقانی تفتی که به وضعیت کلیسای اسقفی پس از انقلاب اسلامی پرداخته، در مورد حمله به زنان ایماندار مسیحی میخوانیم. اسقف دهقانی تفتی از یک سو قصد در چهارم آبان ماه ۵۸ در منزلش، به دلیل شهامت همسرش مارگرت جان سالم به در میبرد و همسر اسقف از ناحیه دست به دلیل اصابت گلوله زخمی میشود.
جین وادل، منشی کلیسا اسقفی هم از جمله قربانیان خشونت اسلام گرایان ایران میشود. در کتاب مشکل عشق آمده که دو جوان که خود را از شورای انقلاب میخوانند به خانه این زن تنها میروند و پس از پرسش و پاسخ، وی را به شدت کتک میزنند.
در بسیاری از مواقع زنان نوکیش مسیحی پس از بازداشت شوهران خود مسولیت خانواده را برعهده گرفتند. بسیاری از زنان مسیحی در سازماندهی کلیساهای خانگی فعال بوده و به دلیل باور و فعالیت صلحآمیز دینی به زندان محکوم شدند.
آنها همچنین در جنبش های مدنی و اعتراضات مردمی مانند دیگر شهروندان ایرانی فعال بودند. در کشتار دی ماه نیز این شهروندان از جمله زهرا ارجمندی در مبارزه علیه بی عدالتی جان خود را در راه کرامت و ازادی فدا کردند.
عکس،مدرسه ژاندارک



0 Comments