روز زمین: حفاظت از محیط زیست به معنای محبت به انسان‌ها است

by | 2 اردیبهشت 1405 | خبر, مقاله و تحلیل

در حالی که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان در ۲۲ آوریل (دوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵) به استقبال «روز زمین» می‌روند و برای افزایش آگاهی و اقدام در جهت حفاظت از محیط‌زیست تلاش می‌کنند، شهروندان ایرانی به‌دلیل سوءمدیریت کلان، جنگ و نظامی‌گری، با بحران‌ها و فجایع زیست‌محیطی گسترده‌ای روبه‌رو هستند. ایده «روز زمین» نخستین بار توسط جان مک کانل، فعال صلح‌طلب مسیحی، در سال ۱۹۶۹ در یونسکو مطرح شد.

برخورداری از محیط‌زیستی سالم و دسترسی به آب آشامیدنی، حق هر انسان است. سازمان ملل متحد نیز با تصویب قطعنامه‌هایی، این حقوق را به رسمیت شناخته و تأکید کرده است که همه انسان‌ها باید از محیط‌زیستی پاک و سالم برخوردار باشند.

همچنین، دسترسی به آب و بهداشت به‌عنوان حقوق بنیادین بشر شناخته شده‌اند؛ حقوقی که برای سلامت، کرامت و رفاه انسان‌ها ضروری هستند. با این حال، در ایران سوءمدیریت حکومتی یکی از عوامل اصلی محرومیت شهروندان از این حقوق اساسی بوده است. برای نمونه، سدسازی بی‌رویه و سیاست‌های نادرست، نقش مهمی در خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها ایفا کرده‌اند.

سازمان عفو بین الملل نیز تأکید می‌کند که افراد به‌حاشیه‌رانده‌شده بیش از دیگران در معرض خطرات قرار دارند، زیرا دسترسی کمتری به منابع و حمایت‌ها دارند؛ امری که نشان‌دهنده بی‌عدالتی اجتماعی است. 

یکی از نمونه‌های عینی این وضعیت، زنان بلوچ هستند که در سال‌های اخیر به «کولبران آبی» تبدیل شده‌اند. سومدیریت کلان حکومتی، تشدید بحران کمبود آب و تنش‌های آبی در مناطق مختلف بلوچستان  باعث شده است که پدیده کولبری آب در میان زنان و کودکان بیش از پیش گسترش یابد؛ وضعیتی که پیامدهای جسمی و انسانی جدی به همراه داشته است.

در کنار این چالش‌ها، جنگ نیز به تشدید بحران‌های زیست‌محیطی دامن زده است. طبق گزارش‌های متعدد، جنگ و حملات اخیر ترکیبی سمی از مواد شیمیایی، فلزات سنگین و سایر آلاینده‌ها را آزاد کرده که کشاورزی، آب آشامیدنی و سلامت انسان‌ها را تهدید می‌کند و می‌تواند آسیب‌هایی بر جای بگذارد که برای دهه‌ها ادامه یابد. حکومت همچنین برای پنهان نگهداشتن برنامه موشکی دست به سرکوب فعالان محیط زیست زده است

«روز زمین» در سال ۱۹۶۹ به پیشنهاد جان مک‌کانل در یونسکو مطرح شد، بعدها به ابتکار سناتور آمریکایی گیلورد نلسون به یک رویداد آموزشی در ۲۲ آوریل ۱۹۷۰ گسترش یافت و امروز در بسیاری از کشورهای جهان گرامی داشته می‌شود.

«انسان، امانت‌دار زمین»

از سوی دیگر، الهی‌دانان و متفکران مسیحی نیز از همان آغاز طرح مسئله محیط زیست در عرصه عمومی، به این موضوع توجه نشان داده‌اند. فرانسیس شیفر در آثار خود به این مسئله پرداخته و در کتاب «آلودگی و مرگ انسان» (۱۹۷۰) تأکید می‌کند که «انسان باید با سایر مخلوقات با مسئولیت و احترام رفتار کند.» او بر این باور است که «اگر کسی خدا را دوست داشته باشد، باید آنچه را که خدا آفریده است نیز دوست بدارد و به آن محبت کند.»

شیفر خطاب به مسیحیان می‌گوید «ما فرصت کمک به انسان برای نجات زمینش را از دست داده‌ایم. نه تنها این، بلکه در نسل خودمان یک فرصت مهم برای رساندن پیام انجیل را هم از دست می‌دهیم، چون انسان امروزی واقعاً نسبت به طبیعت حساس است و به آن اهمیت می‌دهد. اما وقتی می‌بیند بیشتر مسیحیان عملاً اهمیتی به خودِ طبیعت نمی‌دهند، به دیدگاه‌ها و باورهای دیگری روی می‌آورد که برای طبیعت ارزش قائل‌اند.»

او همچنین تأکید می‌کند که در نگاه مسیحی، درخت فقط به خاطر فایده‌اش ارزش ندارد. خیلی‌ها می‌گویند اگر درخت‌ها را قطع کنیم، شهرها دیگر نمی‌توانند نفس بکشند؛ اما ارزش درخت فقط به این کاربرد محدود نمی‌شود. درخت به این دلیل ارزشمند است که یکی از مخلوقات خداست و ما وظیفه داریم از آن مراقبت کنیم.

در همین راستا، بیلی گراهام واعظ معروف نیز باور داشت که مسیحیان وظیفه‌ای کتاب‌مقدسی دارند تا به‌عنوان امانت‌داران از محیط‌زیست محافظت کنند و زمین را نه به‌عنوان مالکیت انسان، بلکه به‌عنوان آفرینش خدا ببینند.

«مراقبت از محیط‌زیست برای کاهش رنج انسان»

جان پایپر، الهی‌دان و نویسنده آثار متعدد در زمینه مسیحیت از جمله کتاب «اشتیاق به خدا» نیز معتقد است که مسیحیان باید از محیط‌زیست مراقبت کنند، زیرا این کار در نهایت به معنای محبت به همسایه و دیگر انسان‌هاست.

پایپر محیط‌زیست را از این جهت مهم می‌داند که مراقبت از آن به کاهش رنج انسان‌ها کمک می‌کند؛ برای نمونه، دسترسی به آب سالم از بیماری و مرگ جلوگیری می‌کند. با این حال، او همچنان بر اولویت رنج ابدی تأکید دارد. این الهی‌دان، به عنوان مثال، می‌گوید اگر زباله‌های شهر رها شوند و وارد رودخانه گردند، تمام ماهی‌ها می‌میرند و تعادل محیط‌زیست به‌هم می‌خورد. در این صورت، برای نجات رودخانه و حفظ سلامت افرادی که از آن آب می‌نوشند و نیز برای کاهش رنج، باید اقدام‌های عملی مانند تصفیه انجام داد.

نمونه‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد که این دیدگاه از دیرباز در میان مسیحیان وجود داشته و آنان در این زمینه از پیشگامان بوده‌اند. برای مثال، ویلیام ویلبرفورس، سیاستمدار مسیحی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، علاوه بر نقش مهم خود در لغو برده‌داری، در تأسیس نهادی برای مقابله با خشونت علیه حیوانات نیز مشارکت داشت. همچنین برخی متفکران مسیحی، مانند شارل ژید، اقتصاددان فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به مسئله حقوق حیوانات توجه نشان داده و آن‌ها را «کارگران بی‌حق‌وحقوق» دانسته بود.

شاید یکی از دلایل اصلی نقش پررنگ مسیحیان را بتوان در گفت‌وگوی جان مک‌کانل، فعال صلح‌طلب و مسیحی پنطیکاستی، یافت. او در این گفت‌وگو تأکید می‌کند که انگیزه اصلی‌اش برای بنیان‌گذاری روز زمین، از ایمان مسیحی‌اش سرچشمه گرفته است. همچنین به تأثیر خانواده‌اش اشاره می‌کند؛ پدر و مادر او از بنیان‌گذاران کلیسای جماعت ربانی در آمریکا بودند و پدربزرگش نیز در «بیداری روحانی آزوسا» در لس‌آنجلس شرکت داشت. مک‌کانل می‌گوید اگر این تجربه ایمانی در زندگی‌اش وجود نداشت، احتمالاً روز زمین نیز به این شکل پدید نمی‌آمد. این دیدگاه نشان می‌دهد که توجه به محیط‌زیست می‌تواند ریشه‌ای عمیق در باورهای اخلاقی و دینی داشته باشد.

 

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[learndash_login]