طبق گزارش رسیده به سازمان «ماده ۱۸»، نیروهای امنیتی روز ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ وارد باغ مصادره شده «شارون»، از املاک متعلق به کلیسا جماعت ربانی شده، و ضمن شکستن مهر و موم ساختمان اصلی این باغ، در مقابل درب ورودی پست نگهبانی مستقر کردند.

با استقرار نیروهای امنیتی در این ملک، که هفت سال بعد از مصادره شدن متروکه مانده بود، نهاد تصرف کننده تعمیرات و تغییر کاربری را در بنای اصلی باغ آغاز کردند.

باغ شارون در ولد آباد کرج قرار دارد و متعلق به شورای کلیساهای جماعت ربانی ایران است. شعبه سوم دادگاه انقلاب تهران در تاریخ ۳۰ تیرماه ۱۳۹۴ حکم مصادره این ملک را که با «شناسایی ستاد اجرایی فرمان امام»، و به اتهام اینکه شورای کلیسای جماعت ربانی ایران با «سازمان جاسوسی سیا» ارتباط دارد صادر کرد. این حکم در مرداد ماه ۱۳۹۵ عیناً در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است.

ستاد اجرایی فرمان امام که در سال ۱۳۶۸ به فرمان روح‌الله خمینی تأسیس شد، سازمان حکومتی و شبه دولتی ایرانی است که تحت کنترل رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. این ستاد بر اساس تصرف منظم و سازمان‌یافته هزاران زمین و املاک متعلق به ایرانیان از جمله اقلیت‌های دینی، ایرانیان مقیم خارج از کشور و مخالفان سیاسی بنا شده است.

حکومت جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست انقلاب، دست به مصادره کردن و توقیف املاک متعلق به بسیاری از کلیساهای ایران گرفت از جمله مصادره بیمارستان‌های متعلق به کلیسای اسقفی در کرمان، شیراز و اصفهان.

از بازداشت فله‌ای در باغ شارون تا توافق‌نامه رجایی‌شهر

باغ شارون متعلق به شورای کلیساهای جماعت ربانی ایران بوده و در اوایل دهه ۵۰ شمسی خریداری شده است. قیمت باغ شارون با بیش از ۱۰۰۱۷ متر مربع مساحت، بدون درنظرگرفتن ارزش ساختمان، بین شصت تا صد میلیارد تومان از سوی برخی تخمین زده می شود.

نزدیک به نیم قرن، خانواده های مسیحی، اعضا و رهبران کلیسا برای تعطیلات و برگزاری اردوها و جلسات کلیسایی در این باغ جمع می‌شدند.

یورش نیروهای امنیتی به باغ شارون در شهریورماه ۱۳۸۳و بازداشت دهها نفر از اعضا و رهبران کلیسای جماعت ربانی که برای اجلاس سالانه در آن محل گرد آمده بودند، نقطه عطفی در تاریخ کلیساهای فارسی‌زبان به‌شمار می‌رود. برخی رسانه ها در آن زمان این تعداد را حدود ۸۰ نفر و تعداد کشیشان را ده نفر تخمین زدند.

اعضا شرکت کننده در این اجلاس بعد از بازجویی طولانی آزاد شدند، ولی رهبران این شروا حدود ۴۸ ساعت تحت فشار زیاد و بازجویی قرار گرفتند. در نهایت مجبور به امضای یک «توافق‌نامه» شدند که طبق آن به طور محدود به اغلب کلیساهای فارسی‌زبان باقیمانده شورا اجازه ادامه فعالیت داده می‌شد «مشروط به جلوگیری از ورود مسلمانان مسیحی شده». بسیاری این اقدام را آغازی برای بستن فله ای کلیساهای فارسی‌زبان می دانند.

 شورای کلیسای جماعت ربانی

پیشتر سازمان ماده ۱۸ در زمان مصادره باغ شارون افشا کرده بود که در حکم صادره توسط دادگاه انقلاب «شورای کلیساهای جماعت مسیحیان ربانی ایران یکی از شاخه‌های کلیسای فیلادلفیای آمریکا » معرفی شده است که «با بودجه آمریکا و به وسیله سازمان جاسوسی سیا برای نفوذ در کشورهای جهان اسلامی خصوصاً ایران تشکیل و به فعالیت‌های تبشیری اقدام می‌نماید.»

دادگاه انقلاب علاوه بر این که هیچ سند و مدرکی برای این ادعای خود ارایه نکرده، به اطلاعاتی کاملا ناشیانه و جعلی در این حکم استناد نموده است.

شورای کلیساهای جماعت ربانی ابتدا در سال ۱۳۵۳، و بعد از انقلاب نیز در سال ۱۳۵۸ به عنوان یک نهاد کلیسایی در ایران به ثبت رسمی رسیده است.

کلیساهای جماعت ربانی با حدود هفتاد میلیون عضو در نقاط مختلف جهان، یکی از شاخه‌های مسیحیت پروتستان به شمار می‌آیند. شورای کلیساهای جماعت ربانی ایران برای رفع سوءبرداشت‌های احتمالی، در همان اوایل انقلاب خود را از هرگونه وابستگی ساختاری با تشکیلات جهانی کلیسای جماعت ربانی کاملاً مستقل کرد.

این شورا با کلیساهایی در تهران، اصفهان، ارومیه، گرگان و دیگر شهرها، تا سال ۱۳۹۲ به شکل رسمی فعالیت داشت.

در سالهای پس از انقلاب و با رشد چشمگیر گرویدن ایرانیان به مسیحیت، فشار بر کلیساهای پروتستان شدت گرفت. این کلیساها که اغلب با برگزاری جلسات به زبان فارسی امکان شرکت همه اقشار جامعه را در مراسم عبادی خود فراهم می‌کردند، با محدودیت‌ها، خشونت و سرکوب سیستماتیک روبرو شدند.

برخی از رهبران کلیسای جماعت ربانی از جمله کشیشان هایک هوسپیان، حسین سودمند، مهدی دیباج، محمد باقر روانبخش، در اواخر دهه شصت و هفتاد شمسی، به دلیل تسلیم نشدن در مقابل فشارها و محدودیت‌ها حکومت جان خود را در راه حفظ حقوق مسیحیان در ایران فدا کرده و قربانی خشونت جمهوری اسلامی شدند. اسامی برخی از این کشیشان بعدها در میان قربانیان «قتلهای زنجیرهای» مطرح شد که وزارت اطلاعات ایران در سال ۱۳۷۷ طی اطلاعیه‌ای مسئولیت بخشی از آنها را به عهده گرفت.

فشار حکومت ایران به رهبران این کلیساها محدود نمانده است. در دهه‌های گذشته کلیساهای مختلف فارسی‌زبان، از جمله کلیساهای جماعت ربانی در شهرهای مختلف تعطیل و یا به تصرف در نهادهای حکومتی درآمده است، که از آن جمله می‌توان به کلیساهایی در تهران، اصفهان، شاهین‌شهر، کرمانشاه، گرگان، مشهد، همدان، کرمان، رشت و اهواز اشاره کرد.

بالاخره در خرداد ماه سال ۱۳۹۲ بزرگترین کلیسای مرکزی این شورا پس از دستگیری یکی از کشیشان آن، تعطیل و از ادامه فعالیت بازداشته شد.

در حال حاضر فقط دو کلیسای ارمنی‌زبان متعلق به شورای کلیساهای جماعت ربانی در تهران باز و مشغول فعالیت هستند که فقط باید به زبان ارمنی جلسات خود را برگزار کنند، و اجازه ندارند فارسی زبانان را به کلیسا راه دهند.