غزل مرزبان از تجاوز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات می‌گوید

by | 30 مرداد 1405 | خبر

غزل مرزبان، نوکیش مسیحی و زندانی عقیدتی که در حال تحمل حدود ۱۰ سال حبس در زندان اوین به اتهام‌هایی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» است، در نامه‌ای گفته است که پس از بازداشت در اردیبهشت ۱۴۰۲، در یکی از بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات مورد تجاوز قرار گرفته و سپس برای سکوت درباره این واقعه تهدید شده است.

غزل مرزبان در نامه‌ای که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته، نوشته است که روز ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲، هنگام پیاده‌روی در یک پارک، توسط چند نفر بازداشت و با چشمان بسته به مکانی منتقل شد که بعدها، در جریان بازداشت مجدد، متوجه شد یکی از بازداشتگاه‌های عملیاتی وزارت اطلاعات بوده است.

او در شرح آنچه در این بازداشتگاه بر او گذشته، نوشته است که پس از بازرسی و وادار شدن به درآوردن لباس‌هایش، در سلولی در زیرزمین رها شد. به گفته خانم مرزبان، دقایقی بعد مردی نقاب‌دار وارد سلول شد و به او تجاوز کرد؛ واقعه‌ای که بنا بر روایت او به خون‌ریزی و آسیب‌های شدید جسمی و روانی منجر شد.

مرزبان همچنین نوشته است که پس از این واقعه، چند نفر از مسئولان بازداشتگاه در ازای سکوت، به او وعده آزادی دادند. به گفته او، هنگام انتقال از بازداشتگاه نیز بارها تهدید شد و درباره پیامدهای بازگو کردن آنچه بر او گذشته بود، به او هشدار داده شد.

بازگشت به همان بازداشتگاه و زنده شدن کابوس تجاوز

خانم مرزبان در بخش دیگری از نامه خود نوشته است که در جریان بازداشت مجدد در دی‌ماه ۱۴۰۴، بار دیگر به همان بازداشتگاه منتقل شد و ترس از تکرار تجاوز، به گفته خودش، «بزرگ‌ترین شکنجه» او در طول ۲۲ روز بازداشت بود.

او درباره این بازداشت نوشته است:

«بیست‌وچهارم دی‌ماه ۱۴۰۴، حدود ساعت دوازده نیمه‌شب، برای بار دیگر بازداشت شدم. این بار شبیه همان دفعه بود، با این تفاوت که خواهران بسیاری همراهم بودند؛ و شاید همین همراهی و فراوانی بازداشت‌شدگان، کمی از اضطراب تکرار آن اتفاق در من کاسته بود.

این بار نیز به همان مکان برده شدم. بزرگ‌ترین شکنجهٔ من در ۲۲ روز بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، ترس از تکرار آن اتفاق ناگوار بود. به رفت‌وآمد آقایان در بازداشتگاه زنان چندین بار اعتراض کردم و با برخورد تند مسئولان آنجا مواجه شدم.

ناچار با اعتصاب غذای خشک و تر، بعد از ده روز، در حالی که رو به مرگ بودم، مرا به زندان منتقل کردند.»

مرزبان همچنین گفته است که تلاش‌هایش برای ثبت شکایت درباره تجاوز با ممانعت و تهدید مواجه شده و آثار روانی آن تجربه همچنان با او باقی مانده است.

مقاومت و امید

غزل مرزبان پیش‌تر در اعتراض به حکم صادرشده علیه خود، به‌ویژه اتهام «تحریک و ترغیب دیگران به اعمال خشونت‌آمیز و کشتار»، به مدت ۱۱ روز اعتصاب غذا کرده بود. او این اتهام را قاطعانه رد کرده و گفته بود که چنین اقدامی با باورهای او به‌عنوان یک مسیحی در تضاد است.

این زندانی عقیدتی همچنین پس از انتقال حدود ۵۰ زندانی از زندان قرچک به بند محل نگهداری او و افزایش شدید ازدحام جمعیت، نسبت به شرایط زندان اعتراض کرده است.

مرزبان درباره تلاش خود برای دادخواهی و آثار ماندگار آنچه بر او گذشته، نوشته است:

«سال گذشته که بازداشت شدم، چندین بار خواستم شکایتم را دربارهٔ آن تعرض ثبت کنم، اما هر بار سرباز زدند و با تهدید مرا ساکت نگه داشتند. حالا که هفت ماه از بازداشت و زندانی‌شدنم می‌گذرد، هنوز با اضطراب ناشی از دیدن آقایان، روزهای تلخ و روزمرگی‌های زندان را سر می‌کنم.

اما امید دارم که روزی بذر رنج‌های ما جوانه خواهد زد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد. من با این دل‌نوشته، دادخواه رنجی هستم که از سوی وزارت اطلاعات به زندگی‌ام تحمیل شد؛ و شاید راهگشایی باشم برای نشر و تکثیر شجاعت، تا بازگو کنیم چنین ظلم‌هایی را که در تاریک‌خانه‌های ظلم جمهوری اسلامی بیداد می‌کنند.»

این شهروند مسیحی که فارغ‌التحصیل رشته حقوق است، پیش‌تر به دلیل اتهاماتی از جمله «حضور در انظار عمومی بدون حجاب شرعی» و «سر دادن شعار» تحت پیگرد قرار گرفته بود افزود «برای روزهای رهایی کشورم از شر خشونت استبداد امیدوارم؛ آن هم استبداد دینی‌ای که سال‌هاست زنان، بزرگ‌ترین بخش مبارزان خط اول با آن هستند. زنانی که سال‌هاست با مبارزات مدنی و جنگ اندیشه در دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و محافل عدل‌جو، و با نافرمانی‌های مدنی، شجاعت را تکثیر کرده و پیروزی‌ها را رقم زده‌اند.»

در پایان نامه آمده است «ما ثابت کردیم که قدرت ما از قدرت موشک‌ها و بمب‌ها برای سلطه و غلبه بیشتر است. ما همان‌هایی هستیم که اعتراض را از خانه‌ها به خیابان‌ها آوردیم.

ما دوباره به سنگر مبارزهٔ اندیشه برمی‌گردیم؛ تا روزی که آزادی اندیشه، آزادی عقیده، آزادی انتخاب نوع پوشش و رهایی از استبداد برای میهن عزیز ما رقم بخورد. آن هم نه با حملهٔ دشمن، بلکه با مقاومت ما زنان و مردان ایران. زنده باد آزادی؛ پاینده باد وطن، ایران.»

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[learndash_login]