«خروج» کتاب مقدس؛ الهام‌بخش پناهنده‌های مسیحی ایرانی

by | 30 خرداد 1405 | خبر, مقاله و تحلیل

در روز ۲۰ ژوئن، روز جهانی پناهنده،سازمان ماده ۱۸ با اریک تریگستد، رئیس و مدیرعامل نشریه مسیحی  «کریسچین کرونیکل» گفتگو کرده است. او در سال‌های گذشته بارها درباره مسیحیان ایرانی، چالش‌ها، رنج‌ها و همچنین امیدهای پناهندگان نوشته است. اریک تریگستد در گزارش‌های خود بارها از ایمان، استقامت و روحیه خدمت پناهجویان مسیحی ایرانی سخن گفته و از این‌که بسیاری از آنان، با وجود دشواری‌های فراوان، به دیگر پناهجویان خدمت کرده‌اند، ابراز شگفتی و تحسین کرده است.

 شما اخیراً درباره دیدارتان با پناهندگان و پناهجویان مسیحی ایرانی در بیرمنگام نوشته‌اید؛ جایی که ایرانیان و آمریکایی‌ها در کنار هم دعا کردند و از کتابمقدس خواندند. همچنین اشاره کرده‌اید که برخی از شرکت‌کنندگان وضعیت خود را با داستان خروج در کتاب مقدس مقایسه کرده و خود را میان سپاه فرعون و دریای سرخ می‌دیدند. این تصویر چگونه امیدها و چالش‌های پیش روی پناهجویان مسیحی ایرانی را بازتاب می‌دهد؟

بله، دقیقاً همین‌طور است. من در مراسمی عبادی در یکی از کلیساهای بیرمنگام شرکت کردم که به‌طور کامل به پناهندگان ایرانی اختصاص داشت. خانمی بریتانیایی که این جلسه عبادی را هدایت می‌کرد به داستان خروج بنی‌اسرائیل و عبور آنان از دریای سرخ اشاره کرد؛ به‌ویژه به آن لحظه‌ای که قوم اسرائیل میان دریای سرخ ــ پیش از شکافته شدن آن ــ و سپاه فرعون گرفتار شده بودند.

بسیاری از آنان بر جنبه‌های منفی وضعیت خود تمرکز می‌کردند؛ همانند زمانی که بنی‌اسرائیل به موسی گفتند: «چرا ما را به بیابان آوردی تا بمیریم؟» آنان به جای تمرکز بر خدا و آنچه او می‌تواند انجام دهد، بر دشواری‌های پیش روی خود متمرکز بودند. پیام اصلی این بود که نباید توجه خود را بر مشکلات و سختی‌ها ــ مانند پیچیدگی‌های اداری، سازگار شدن با زندگی در کشوری جدید و موارد مشابه ــ معطوف کنیم، بلکه باید بر آنچه خدا قادر به انجام آن است تمرکز داشته باشیم.

به نظر می‌رسد پناهندگان مسیحی ایرانی، و همچنین پناهندگان اوکراینی و پناهندگان دیگر کشورها، ارتباط عمیقی با داستان خروج برقرار می‌کنند. آنها داوطلبانه و برای دستیابی به فرصت‌های بهتر کشور خود را ترک نمی‌کنند. شرایط زندگی در سرزمینشان آن‌قدر دشوار می‌شود که چاره‌ای جز ترک آن ندارند و امیدوارند در جایی دیگر زندگی بهتری بیابند.

به‌طور خاص به یاد دارم که در لهستان با یک پناهنده اوکراینی صحبت می‌کردم که در حومه ورشو یک جامعه مسیحی تشکیل داده بود. او گفت: «این خروج ماست. روزی به سرزمین موعود خواهیم رسید.» فکر می‌کنم بسیاری از پناهندگان، کشورهایی را که ناچارند زندگی خود را از نو در آن آغاز کنند، نه سرزمین موعود، بلکه همان بیابانی می‌بینند که بنی‌اسرائیل چهل سال در آن سرگردان بودند.

(ضمناً، کلیشه رایج این است که همه مردم خاورمیانه و ایران دشمنان قسم‌خورده یهودیان اسرائیل هستند. بنابراین شنیدن اینکه مسیحیان ایرانی خود را با بنی‌اسرائیل همذات‌پنداری می‌کنند، واقعاً شگفت‌انگیز است. این نشان می‌دهد که افراد دارای ایمان، بسیار بیش از آنچه تصور می‌کنیم، نقاط مشترک دارند.)

 شما پیش‌تر درباره پناهندگان ایرانی و دیدارهایتان با آنان نوشته‌اید. لطفاً بگویید در چه جایگاهی با پناهندگان و پناهجویان در ارتباط بوده‌اید و این تجربه چگونه درک شما را از وضعیت آنان شکل داده است؟

من برای روزنامه‌ای کار می‌کنم که به یک گروه مذهبی خاص، یعنی «کلیساهای مسیح» (Churches of Christ)، خدمت می‌کند. حوزه کاری من نیز اخبار بین‌المللی است؛ یعنی تقریباً هر آنچه در میان کلیساهای مسیح خارج از ایالات متحده رخ می‌دهد.

بخش زیادی از گزارش‌های من به فعالیت‌های بشارتی و مأموریت‌های «کلیساهای مسیح» آمریکا در کشورهای دیگر اختصاص دارد، اما در سال‌های اخیر بیش از پیش درباره کلیساها، سازمان‌های خدماتی و ابتکاراتی گزارش می‌دهم که از کلیساهای خارج از آمریکا سرچشمه گرفته‌اند. در ایالات متحده حدود ۱۲ هزار «کلیساهای مسیح» با مجموعاً نزدیک به یک میلیون و ۴۰۰ هزار عضو وجود دارد. با این حال، این آمار رو به کاهش است؛ همان‌طور که بسیاری از کلیساهای دیگر در آمریکا نیز با کاهش اعضا مواجه‌اند.

در مقابل، «کلیساهای مسیح» در آفریقا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین و همچنین در میان جوامع مهاجر در اروپا در حال رشد هستند. به همین دلیل، بسیاری از گزارش‌های من برای «کرونیکل مسیحی» بر این روند رشد متمرکز است.

در سال ۲۰۱۸ شنیدم که چندین «کلیسای مسیح» در وینِ اتریش و آتنِ یونان از شمار فزاینده‌ای از پناهندگان ایرانی استقبال می‌کنند. برای تهیه گزارش به آنجا سفر کردم و با بسیاری از آنان دیدار داشتم. ایمان عمیق آنان مرا به‌شدت تحت تأثیر قرار داد.

ایرانیان تصمیم به پیروی از مسیح را ساده و بدون تأمل نمی‌گیرند. این تصمیم پیامدهای بسیار جدی دارد. آنان از خطرات و هزینه‌های آن آگاه‌اند، اما با این حال این راه را انتخاب می‌کنند. دوست دارم فکر کنم که من نیز چنین ایمانی دارم، اما می‌دانم هرگز مانند آنان در چنین شرایطی آزموده نشده‌ام. هر بار که با یک مسیحی ایرانی گفت‌وگو می‌کنم، با الهام و امید بیشتری بازمی‌گردم. ایمان آنان، ایمان مرا نیز تقویت می‌کند.

در آخرین سفرم به اروپا، یک روز را همراه گروهی از مسیحیان ایرانی گذراندم که در شهر پویسدورف اتریش به گروهی از پناهندگان اوکراینی خدمت می‌کردند. بسیاری از این ایرانیان حدود هشت سال عضو یکی از «کلیساهای مسیح» در وین بودند.

من به گفت‌وگو با مسیحیان اوکراینی و مشاهده فعالیت‌های بشارتی و خیریه آنان عادت داشتم، اما دیدن مسیحیان ایرانی که به اوکراینی‌های «خارج از جامعه کلیسایی» خدمت می‌کردند، واقعاً برایم شگفت‌انگیز بود. واقعاً خدا را شکر!

 به نظر شما، آیا درباره پناهندگان و پناهجویان مسیحی ایرانی در کشورهای غربی سوءبرداشت‌ها یا کلیشه‌های رایجی وجود دارد؟ مردم معمولاً چه چیزهایی را درباره این جامعه نادرست درک می‌کنند؟

وقتی در آمریکا درباره مسیحیان ایرانی که ملاقات کرده‌ام صحبت می‌کنم، بسیاری از مردم با شگفتی می‌فهمند که اصلاً مسیحیان ایرانی وجود دارند! در کشور من، ایران اغلب به‌عنوان کشوری یکدست و کاملاً اسلامی تصویر می‌شود که شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهد.

بسیاری از مردم از شنیدن شمار ایرانیانی که به مسیحیت ایمان آورده‌اند یا به مسیح گرویده‌اند، شگفت‌زده می‌شوند. به نظر من، همین کلیشه‌ها تا حدی باعث می‌شود که برخی غربی‌ها نسبت به روایت‌های تغییر دین ایرانیان با تردید نگاه کنند.

همچنین ترس زیادی از این وجود دارد که «تروریست‌ها» در پوشش پناهجو وارد کشورهای غربی شوند و مشکلاتی ایجاد کنند. این ذهنیت تا حد زیادی میراث حملات ۱۱ سپتامبر و حملات تروریستی است که چند سال بعد در بریتانیا رخ داد.

 ما اغلب درباره شرایط دشوار مسیحیان ایرانی در کشورهایی مانند ترکیه، ارمنستان، گرجستان و حتی در بخش‌هایی از اروپا و آمریکا می‌شنویم. به نظر شما کلیساها و سازمان‌های مسیحی در سراسر جهان چه اقدامات عملی می‌توانند برای حمایت از آنان انجام دهند؟

اختصاص زمان برای آشنایی با تجربه و واقعیت زندگی پناهندگان، گام بسیار مهمی برای کلیساهاست. در ایالات متحده سازمان‌های متعددی در این زمینه فعالیت می‌کنند و تخصص دارند. (در شهر اوکلاهما سیتی، سازمانی به نام «اسپرو» (Spero) وجود دارد که تا جایی که می‌دانم از مؤسسه خیریه کاتولیک‌ها شکل گرفته است. همچنین «کمیته بین‌المللی نجات» (International Rescue Committee) نیز فعالیت‌های ارزشمندی انجام می‌دهد.)

دعوت از نمایندگان این سازمان‌ها به کلیساها و آشنا کردن اعضا با روند پناهندگی و اسکان مجدد، ایده بسیار خوبی است. کمک به پناهندگان برای دسترسی به خدمات پزشکی، دریافت گواهینامه رانندگی و حتی فراهم کردن نیازهای اولیه‌ای مانند ملحفه  و وسایل ضروری زندگی، از جمله اقداماتی است که کلیساها می‌توانند در آن نقش مؤثری ایفا کنند.

 اخیراً گزارش سال ۲۰۲۵ شورای کوئیکر برای امور اروپا با عنوان «حرکت با کرامت» (Moving with Dignity) را می‌خواندم. این گزارش با استفاده از مفهوم «خشونت سه‌گانه» یوهان گالتونگ ــ شامل خشونت فیزیکی، ساختاری و فرهنگی ــ تجربه مهاجران را تحلیل می‌کند. خشونت فیزیکی می‌تواند شامل آزار و اذیت یا آسیب مستقیم باشد، در حالی که خشونت ساختاری ممکن است در قالب فرایندهای طولانی و گاه کافکاییِ اداری ظاهر شود. در تعاملات خود با پناهندگان مسیحی ایرانی، آیا با نمونه‌هایی از آنچه گالتونگ «خشونت فرهنگی» می‌نامد ــ یعنی نگرش‌ها، پیش‌فرض‌ها یا روایت‌های ظریف و اغلب نامرئی که می‌توانند موجب حاشیه‌رانی پناهندگان شوند و رنج آنان را کمتر به چشم آورند ــ مواجه شده‌اید؟

آخرین باری که در وین بودم، تقریباً مطمئنم که گفت‌وگوی چند پناهنده ایرانی را درباره چنین موضوعی شنیدم، هرچند فقط بخش‌هایی را که به زبان انگلیسی بیان می‌کردند متوجه شدم.

موضوع به پناهنده‌ای ایرانی مربوط می‌شد که ظاهراً با خودروی خود به یک مخزن زباله برخورد کرده و باعث فرورفتگی آن شده بود. این اتفاق در نگاه اول چندان مهم به نظر نمی‌رسد، اما به نظر می‌رسید نوعی پیش‌فرض درباره مقصر بودن او وجود داشت، صرفاً به این دلیل که مهاجر بود. شاید بتوان چنین نگاهی را نمونه‌ای از «خشونت فرهنگی» دانست.

رِگی هیلر، یک آمریکایی که با یکی از کلیساهای مسیح در وین همکاری می‌کند، با یک پناهنده مسیحی ایرانی ازدواج کرده است. او قطعاً می‌تواند اطلاعات بیشتری درباره مشکلات پناهندگان در زمینه حاشیه‌رانی اجتماعی و خشونت فرهنگی ارائه دهد. ما معمولاً از طریق فیس‌بوک با یکدیگر در ارتباط هستیم. 

 در آستانه دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده، آمریکا همچنان به‌عنوان پناهگاهی برای کسانی که از آزار و اذیت دینی و مذهبی می‌گریزند شناخته می‌شود. با این حال، بسیاری از پناهندگان و پناهجویان امروز با موانع جدی برای ورود و اسکان مجدد روبه‌رو هستند. با توجه به روابط نزدیک بسیاری از رهبران انجیلی با دونالد ترامپ، واکنش آنان به مسئله پناهندگان و پناهجویان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به‌طور مشخص، آیا کلیساهای انجیلی آمریکا به اندازه کافی برای حمایت از مسیحیان تحت آزار ــ از جمله پناهندگان مسیحی ایرانی ــ تلاش کرده‌اند، یا میان شعارهای مربوط به آزادی مذهبی و حمایت عملی از هم‌ایمانان جویای پناهندگی شکاف وجود دارد؟

اوه! این سؤال واقعاً دشواری است.

حمایت بخشی از جریان انجیلی از دولت ترامپ و سیاست‌های ضد مهاجرتی آن، به‌طور جدی تعهد مسیحیان به آموزه کتاب مقدس درباره «غریبی که در میان شما ساکن است» (لاویان ۱۹:۳۴) را به چالش کشیده است.

گروه دینی ما، یعنی «کلیساهای مسیح»، هیچ مرجع مرکزی‌ای جز مسیح ندارد و هر کلیسا توسط گروهی از مشایخ اداره می‌شود. سلسله‌مراتبی فراتر از این وجود ندارد؛ نه چیزی شبیه کنوانسیون «باپتیست‌های جنوبی» و نه مجمعی ملی. «کلیساهای مسیح» معمولاً چنین ساختارهایی را ساخته و پرداخته انسان می‌دانند و از آنها پرهیز می‌کنند.

به همین دلیل، به نظر من در میان «کلیساهای مسیح» تمایل زیادی وجود داشته است که از هرگونه جانبداری سیاسی فاصله بگیرند. ما کشورمان را دوست داریم، اما در عین حال می‌دانیم که نظام سیاسی ما ساخته دست بشر است و کامل نیست.

از این رو، هنگامی که برخی اعضای «کلیساهای مسیح» از سال ۲۰۱۶ به جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) نزدیک شدند، این موضوع در بسیاری از کلیساهای ما موجب تنش و حتی شکاف شد. این چالش‌ها هنوز هم ادامه دارد.

در عین حال، مسیحیانی که برای ایجاد رابطه شخصی با پناهندگان وقت گذاشته‌اند و با شرایط پیچیده و دشواری‌های زندگی آنان از نزدیک آشنا شده‌اند، معمولاً همدلی بیشتری نشان می‌دهند و کمتر صرفاً شعارهای ضد مهاجرتی دولت را تکرار می‌کنند.

گفتن این جمله آسان است که «بیایید همه این مهاجران را اخراج کنیم»، اما گفتن این جمله بسیار دشوارتر است که «بیایید ابراهیم و خانواده‌اش را اخراج کنیم؛ خانواده‌ای که دو دخترش همراه دختران من کارتون‌های Frozen و Encanto را تماشا می‌کنند.»

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[learndash_login]