«سلول کوچک بود. طول آن حدود دو متر و ۲۰ سانتیمتر، عرض آن یکونیم متر و ارتفاع آن چهار متر بود. یک چراغ در تمام طول شبانهروز داخل سلول روشن بود و روی در، پشت دیوار و داخل راهرو هم همیشه یک چراغ روشن بود. در تمام شبانهروز صدای تلاوت قرآن و درسهای قرآنی با صدای بلند پخش میشد… وقتی شما را ۱۵ روز در سلول انفرادی، بدون بازجویی، نگه میدارند، تعادل فکری و روانی شما را به هم میزند و این یکی از خشنترین انواع شکنجه است.»
این بخشی از شهادت کشیش ویکتور بتتمرز، رهبر کلیسای پنطیکاستی آشوری در تهران است؛ کلیسایی که حکومت، مانند دیگر کلیساهای ساختمانی که نوکیشان مسیحی را میپذیرفتند، تعطیل کرد. کشیش بتتمرز، همراه همسرش شامیرام عیسوی، بارها مورد اذیت و آزار حکومت قرار گرفت، زندانی شد و تنها به دلیل فعالیتهای صلحآمیز دینی، با احکام سنگین دادگاه روبهرو شد. سرانجام نیز او و همسرش ناچار شدند ایران را ترک کنند.
بازداشت در کریسمس
به گفته کشیش ویکتور بتتمرز، فشارها بر کلیساهای پروتستان از اواسط دهه ۱۳۶۰ شدت گرفت. او میگوید: «تهدیدها تقریباً از سال ۱۳۶۴ آغاز شد؛ یعنی از زمانی که ما “شورای کشیشان کلیساهای ایران” را تشکیل دادیم. واژه “شورا” برای جمهوری اسلامی ترسناک و نگرانکننده بود.»
به گفته او، این فشارها از طریق نهادی به نام اداره اقلیتهای دینی اعمال میشد؛ نهادی که در ظاهر زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، اما در عمل تحت مدیریت و نظارت وزارت اطلاعات فعالیت میکند. به گفته بتتمرز، این نهاد بهتدریج محدودیتهای بیشتری بر کلیساها تحمیل کرد؛ از ممنوعیت برگزاری مراسم به زبان فارسی گرفته تا احضار، بازجویی و تهدید کشیشان.
او میگوید این روند سرانجام از فشار و تهدید وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی فراتر رفت و به یورش به کلیساها و منازل، بازداشت، محاکمه و صدور احکام سنگین زندان برای رهبران و اعضای کلیساهای خانگی انجامید؛ روندی که سرانجام خود او و همسرش نیز قربانی آن شدند.
در شامگاه ۵ دی ۱۳۹۳، همزمان با برگزاری مراسم جشن کریسمس در منزل کشیش بتتمرز، مأموران وزارت اطلاعات به خانه او یورش بردند و وی را همراه با چند تن از حاضران بازداشت کردند. این بازداشت آغاز پروندهای بود که سالها بعد به صدور احکام سنگین زندان برای اعضای این کلیسای خانگی انجامید.
کشیش ویکتور بتتمرز، کاویان فلاحمحمدی و امین افشارنادری بازداشت شدند. اتهام کشیش بتتمرز «فعالیت تبشیری» و «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره کلیساهای خانگی» عنوان شد.
همسر او، شامیرام عیسوی، نیز در سال ۱۳۹۶ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در گروه غیرقانونی کلیساهای خانگی»، «شرکت در سمینارهای مسیحی خارج از کشور» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.
در همان سال، کشیش بت تمرز از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام «تشکیل و اداره کلیسای خانگی تبشیری» به ۱۰ سال حبس و دو سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد. این رهبر مسیحی میگوید تلخترین بخش این ماجرا آن بود که صرفاً به دلیل ایمان به مسیح، عبادت و فعالیت صلحآمیز مسیحی، مجرم شناخته شد.
سازمان عفو بینالملل نیز با انتشار بیانیهای خواستار لغو احکام زندان این زوج و پایان دادن به تعقیب آنان به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز دینی شد.
حکومت معمولاً در آستانه کریسمس به منازل مسیحیان و کلیساهای خانگی یورش میبرد و آنان را مورد اذیت و آزار قرار میدهد.
برخلاف تبلیغات حکومتی مبنی بر اینکه اقلیتهای دینیِ بهرسمیتشناختهشده در قانون اساسی از همه حقوق لازم برای برگزاری مراسم دینی برخوردارند، آشوریها و ارمنیهایی که با نوکیشان مسیحی در مراسم دینی شرکت میکنند، نیز با سرکوب شدید روبهرو میشوند.
سلول انفرادی؛ «یکی از خشنترین انواع شکنجه»
بتتمرز تجربه بازداشت خود را چنین توصیف میکند: «سلول آنقدر کوچک بود که حدود دو متر در یکونیم متر بود. چراغ شبانهروز روشن بود و صدای تلاوت قرآن و درسهای قرآنی با صدای بلند قطع نمیشد… وقتی شما را ۱۵ روز در سلول انفرادی، بدون بازجویی، نگه میدارند، تعادل فکری و روانیتان به هم میریزد. این یکی از خشنترین انواع شکنجه است.»
او میگوید پس از دوران بازداشت حدود ۹ کیلوگرم وزن کم کرده بود و موهایش را از ته تراشیده بودند، اما با وجود همه سختیها ایمانش را از دست نداد:
«تجربهای تلخ و شیرین بود و شیرینی آن به خاطر حضور عیسی مسیح کنارم در سلول بود.»
توقیف اموال و یورش به خانه
همزمان با بازداشت، حدود ۷۰ مأمور امنیتی، بدون ارائه حکم، وارد خانه این زوج شدند و بسیاری از وسایل شخصی و دینی آنان را ضبط کردند؛ از جمله هزاران جلد کتاب مسیحی، نسخههای کتاب مقدس، تفسیرهای انجیل، مدارک بانکی، اسناد ملکی، تلفنهای همراه و حتی عکسهای خانوادگی.
بتتمرز همچنین از استفاده تبلیغاتی حکومت از اقلیتهای دینی برای نمایش آزادی دینی سخن میگوید. به گفته او، وزارت ارشاد و نهادهای حکومتی بارها از رهبران اقلیتهای دینی دعوت میکردند تا در مراسم رسمی یا کنفرانسهای بینالمللی شرکت کنند تا تصویری از آزادی ادیان در ایران ارائه شود.
او یکی از این صحنهها را چنین روایت میکند: «کشیشی که از آمریکا دعوت شده بود از من پرسید چرا اجازه نمیدهند در این کنفرانس صحبت کنید؟ همان لحظه هفت نفر با دوربین به ما نزدیک شدند. به او گفتم: “به خاطر همین دوربینها.”»
زنگ آیفون و خاطره اوین
آثار بازداشت سالها پس از آزادی نیز او را رها نکرده است. او میگوید: «آیفون منزل ما خراب شده بود و وقتی آن را تعمیر کردیم، صدایش دقیقاً شبیه زنگ بند ۲۰۹ اوین بود. هر بار آن صدا را میشنیدم، اعصابم به هم میریخت.»
او هنوز صدای نیمهشبهای زندان را به خاطر دارد: «فریاد میزدند: “بزن توی سرش.” بعد صدایی میآمد که میگفت: “بیهوش شده، حالا چه کار کنیم؟” من فقط میتوانستم تصور کنم چه بلایی بر سر آن زندانی آورده بودند.»
دردناکترین سفر
فشارهای امنیتی، احکام زندان و ادامه تعقیب قضایی، سرانجام ویکتور بتتمرز و همسرش را ناچار به ترک ایران کرد. او مهاجرت را تلخترین تجربه زندگی خود میداند:
«سفر خروج از ایران، دردناکترین سفر زندگیام بود. متعلقات من خانه و ماشین نبود؛ متعلقات من انسانهایی بودند که ۴۵ سال در کنارشان زندگی و خدمت کرده بودم.»
با وجود همه این رنجها، او میگوید تلاش کرده است امید خود را حفظ کند:
«بعد از این جفا یاد گرفتم چگونه با ترسها و نگرانیها بجنگم… هنوز هم دلتنگ دیدار عزیزانم هستم و امیدوارم روزی دوباره فرصت دیدارمان فراهم شود.»
کشیش ویکتور بتتمرز و همسرش در تابستان ۱۳۹۹، پس از ترک ایران، اعلام کردند که به دادخواهی و پیگیری حقوق خود ادامه خواهند داد.



0 Comments