این آگهی ترحیم ابتدا توسط روزنامه تایمز لندن منتشر شد و با اجازه این نشریه در اینجا بازنشر داده میشود.
کشیش کاریزماتیک پروتستان که بهدلیل ایمان خود در زادگاهش ایران تحت آزار قرار گرفت و در شکلگیری و گسترش کلیسای زیرزمینی ایران نقشی مهم داشت.
ادوارد هوسپیانمهر، با وجود اولتیماتوم مقامهای ایرانی برای توقف دعوت مسلمانان به مسیحیت، به شبانی یکی از سریعترین کلیساهای رو به رشد جهان ادامه داد.
خاطرهی شناسایی پیکر خونآلود برادر بزرگترش، اسقف هایک هوسپیانمهر، که در سال ۱۹۹۴ پس از سر باز زدن از پذیرش مجموعه محدودیتهای تحمیلشده از سوی حکومت ایران به قتل رسید، نیز نتوانست «برادر ادوارد»، چنانکه او را میشناختند، از ادامه راه بازدارد.
این دو برادر، که از خانوادهای ارمنی بودند، چندین دهه از زندگی خود را صرف گسترش کلیساهای جماعت ربانی پنطیکاستی در ایران کردند. اما تا اواسط دهه ۱۹۹۰ روشن شده بود که دیگر امکان فعالیت علنی برای آن بخش از مسیحیت که مورد تأیید حکومت نبود وجود ندارد و کلیسا ناچار است فعالیت خود را به زیرزمین منتقل کند.
از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۳، زمانی که هوسپیانمهر ناچار به ترک ایران و تبعید در لندن شد، او در راهاندازی کلیساهای خانگی در نقاط مختلف ایران نقش داشت. گروههای کوچکی در این خانهها گرد هم میآمدند تا کتابمقدس بخوانند، دعا کنند و سرودهای پرستشی بخوانند. برای کاهش خطر یورش نیروهای امنیتی، محل جلسات پیوسته از خانهای به خانه دیگر تغییر میکرد و شرکتکنندگان نیز طی چند ساعت و در زمانهای مختلف وارد میشدند تا جلب توجه نکنند. شاید دردناکتر از همه برای هوسپیانمهر، که خود با صدای باریتون پرطنینش سرودهای پرستشی میخواند، این بود که حتی حمد و پرستش نیز باید با صدایی بسیار آهسته انجام میشد.
همزمان با سازماندهی این گردهماییهای مخفیانه، او بارها هدف آزار، تهدید، ارعاب و بازجوییهای مکرر قرار گرفت. پس از انتقال به لندن در سال ۲۰۰۳ نیز به حمایت شبانی از نوکیشان مسیحی در ایران ادامه داد.
ادوارد هوسپیانمهر در سال ۱۹۵۰ در تهران و در خانوادهای کمبضاعت با تبار ارمنی متولد شد. پدرش، نازار هوسپیان، آشپز بود و مادرش، تامار خاچیکی. والدینش زمانی که او هنوز خردسال بود از یکدیگر جدا شدند و ادوارد و برادرش نزد مادرشان، که به نام مسیحی بود، بزرگ شدند. سالهای نخست زندگی او با اندوه همراه بود، اما زندگی هوسپیانمهر در ۱۳سالگی دگرگون شد؛ زمانی که از او دعوت شد به موعظه کشیش لئون هایراپتیان گوش دهد. هنگامی که واعظ پرسید: «چه کسی از شما میخواهد امشب زندگی خود را به عیسی بسپارد؟»، هوسپیانمهر خود را در حالی یافت که از جایش برخاسته بود. او در ۱۶سالگی نخستین موعظه خود را ارائه کرد و پس از پایان تحصیلات الهیاتی، در ۱۷سالگی به خدمت شبانی منصوب شد. در ۲۰سالگی شبان کلیسای جماعت ربانی اصفهان شد و سپس به ارومیه در شمالغرب ایران رفت؛ جایی که کلیسایی تازه تأسیس کرد و به تربیت رهبران جدید پرداخت.
آزار مسیحیان تقریباً بلافاصله پس از انقلاب ایران آغاز شد. در ۱۹ فوریه ۱۹۷۹، کشیش ارسطو سیاح، شبان کلیسای انگلیکن، در دفتر کلیسای خود در شیراز به قتل رسید. در سالهای بعد، حکومت دینی تندرو بهتدریج روشن کرد که تنها جوامع تاریخی مسیحی، از جمله جامعه حدوداً ۲۰۰ هزار نفری کلیسای حواری ارمنی و کلیسای آشوری شرق، تحمل خواهند شد؛ آن هم مشروط به اینکه مراسم خود را به زبانهای قومیشان برگزار کنند و برای بشارت به مسلمانان اقدامی نداشته باشند.
در سال ۱۹۸۶، هوسپیانمهر بهعنوان شبان ارشد کلیسای جماعت ربانی تهران، بزرگترین کلیسای پروتستان ایران، منصوب شد و در کنار برادرش هایک به خدمت پرداخت. هر دو برادر در برابر مقررات سختگیرانهتر حکومت برای کنترل کلیسا مقاومت کردند و در اوایل دهه ۱۹۹۰ فشارها شدت گرفت. انجمن کتابمقدس ایران تعطیل شد و انتشار و توزیع ترجمههای فارسی کتابمقدس ممنوع شد. برگزاری جلسات کلیسایی به زبان فارسی نیز ممنوع اعلام شد و کلیساها موظف شدند نام و نشانی اعضای خود را به مقامها ارائه کنند. همچنین مقرر شد افراد تنها در صورت داشتن کارت شناسایی رسمی اجازه ورود به کلیسا را داشته باشند.
پس از قتل هایک هوسپیانمهر در سال ۱۹۹۴، ادوارد جانشین او در مقام سرپرست کلیساهای جماعت ربانی ایران شد؛ هرچند حکومت این سمت را به رسمیت نمیشناخت و او ناچار بود این مسئولیت را بهصورت غیررسمی بر عهده داشته باشد. از آن پس، سفر در داخل کشور نیز بهدلیل خطر ربودهشدن برای او دشوار شده بود.
از زمان انقلاب تاکنون دستکم هشت رهبر مسیحی در ایران جان خود را بهدلیل ایمانشان از دست دادهاند. در سال ۱۹۹۶، پیکر محمدباقر یوسفی، معروف به کشیش روانبخش، حلقآویز شده پیدا شد. او هشت سال پیش از آن از اسلام به مسیحیت گرویده و شبانی کلیسای جماعت ربانی گرگان در شمال ایران را بر عهده داشت. قتل او به دست عوامل حکومتی، هوسپیانمهر را متقاعد کرد که روند گسترش کلیساهای خانگی را سرعت بخشد و بر آموزش و تربیت رهبران این کلیساها تمرکز بیشتری کند.
پس از مهاجرت به لندن در سال ۲۰۰۳، هوسپیانمهر مسئولیت سه کلیسا را بر عهده گرفت. از جمله، کلیسایی را در منطقه فینچلی لندن بنیان گذاشت: کلیسای ایرانیان شمال لندن؛ کلیسایی که بعدها به بزرگترین کلیسای ایرانی در میان جامعه ایرانیان خارج از کشور تبدیل شد.
در سال ۲۰۰۸، حکومت ایران تلاش کرد مجازات مرگ برای «ارتداد» را، مطابق با شریعت، در قوانین مدنی کشور وارد کند؛ اما در پی فشارهای دیپلماتیک بینالمللی از این پیشنهاد عقبنشینی کرد. با این حال، کسانی که مشخص میشد از اسلام به مسیحیت گرویدهاند همچنان ممکن بود به پنج تا پانزده سال زندان محکوم شوند و از اشتغال در برخی مشاغل نیز محروم بمانند. هوسپیانمهر حمایت ۹۹ کلیسای ایرانی در سراسر جهان را برای مخالفت مشترک با اصلاحات پیشنهادی در قانون مجازات اسلامی ایران جلب کرد. او همچنین از بنیانگذاران اصلی شورای کلیساهای ایرانی همگام بود؛ ائتلافی از کلیساهای فارسیزبان در اروپا و کانادا که بیش از ۲۰ کلیسا از فرقهها و سنتهای مختلف مسیحی را به یکدیگر مرتبط میکرد.
منصور برجی، مدیر اجرایی سازمان حقوق بشری مسیحی ماده۱۸ در لندن، میگوید: «پیش از آن بیاعتمادی زیادی وجود داشت. او توانست از این موانع عبور کند؛ با این کار ساده که مردم را وادار میکرد کنار هم بنشینند و با هم غذا بخورند.»
هوسپیانمهر، مردی درشتهیکل با صدایی پرطنین و ابروهایی پرپشت، از طریق شبکه ماهوارهای سات۷پارس برای ایرانیان سراسر جهان موعظه میکرد و از ظرفیت شاعرانه زبان فارسی در سخنانش بهره میگرفت. تازهواردان کلیساهایش گاه از اصرار او برای رفتن به خانههایشان، آن هم بدون اینکه منتظر دعوت رسمی بماند، غافلگیر میشدند. برجی میگوید: «مردم فکر میکردند لابد اتفاقی افتاده است؛ اما واقعیت این بود که او فقط میخواست آنها و خانوادههایشان را بهتر بشناسد.» و بهگفته او، «خیلی زود همه فهمیده بودند که کشیش ادوارد عاشق بستنی است.»
با این همه، حمایت از کلیساهای خانگی در ایران همچنان در صدر اولویتهای او قرار داشت. او با بیش از ۲۰۰ رهبر کلیسای خانگی در ارتباط بود، با آنان جلسات مطالعه کتابمقدس برگزار میکرد و برایشان آموزش فراهم میساخت. پس از آنکه دادگاههای انقلاب اسلامی در سال ۲۰۱۳ کلیسای جماعت ربانی را تعطیل کردند، او فعالیتهای خود را در این زمینه افزایش داد. سه کلیسای باقیمانده انگلیکن در ایران، کلیسای لوقای مقدس در اصفهان، شمعون غیور در شیراز و پولس مقدس در تهران، نیز از دوران همهگیری کووید-۱۹ تاکنون بسته ماندهاند.

ماده۱۸ اعلام کرده است که نسخههایی از احکام صادرشده از دادگاههای انقلاب را در اختیار دارد که در آنها مسیحیان صرفاً بهدلیل «حفظ ارتباط با کشیش ادوارد یا مشارکت در خدمت شبانی مرتبط با او و جنبش کلیساهای خانگی» مجرم شناخته شدهاند. این سازمان افزود: «این احکام دادگاه، ناخواسته به سندی از تأثیرگذاری چشمگیر و ماندگار خدمت او تبدیل شدهاند.»
همسر نخست هوسپیانمهر، آناهید، در سال ۲۰۰۱ بر اثر سرطان درگذشت. چهار فرزند آنان، رزیتا، آنیتا، تالی و هوان، از او به یادگار ماندهاند.
هوسپیانمهر در سال ۲۰۰۳ با نازی میرپنجی ازدواج کرد. نازی از ازدواج پیشین خود دختری به نام آوا داشت و آن دو نیز دختری به نام لیدیا را به فرزندی پذیرفتند. هوسپیانمهر که در خانوادهای اهل موسیقی بزرگ شده بود، عاشق آواز خواندن و نواختن پیانو بود و تعدادی از سرودهای شناختهشده را به فارسی ترجمه کرد. همه فرزندانش سازی مینواختند و کمتر گردهمایی خانوادگی بود که سرانجام به آواز و موسیقی ختم نشود.
تنها چیزی که شاید میتوانست با علاقه او به خدمت کلیسایی رقابت کند، فوتبال بود. با این حال، در جام جهانی اخیر از برزیل حمایت میکرد. حمایتنکردن از ایران برایش دردناک بود، اما به باور او تیم ملی ایران به ابزاری تبلیغاتی برای حکومت تبدیل شده بود. او با قدی نزدیک به ۱۸۰ سانت، علاقه داشت همراه جوانان کلیسا فوتبال بازی کند. برجی با خنده میگوید: «دلت نمیخواست در تیم مقابل او باشی.»
هوسپیانمهر قصد داشت در پایان امسال بازنشسته شود. او که در ماههای پایانی زندگی برای راه رفتن از واکر استفاده میکرد و مشغول تکمیل چهارمین کتاب خود بود، امسال هنگام ارائه تازهترین گزارش ماده۱۸ در کاخ وستمینستر حضور داشت. ماده۱۸ میگوید پس از اعتراضهای گسترده علیه حکومت ایران و جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، مسیحیان به «قربانیان بلاگردان» حکومت تبدیل شدند.
در سال ۲۰۲۵ شمار مسیحیانی که به اتهامهایی مرتبط با باور یا فعالیتهای دینی خود بازداشت شدند تقریباً دو برابر سال قبل بود: ۲۵۴ نفر در مقایسه با ۱۳۹ نفر. همچنین شمار افرادی که محکومیتهایی شامل زندان، تبعید یا کار اجباری را تحمل کردند بیش از دو برابر شد و دستکم ۱۱ مسیحی به احکام ده سال زندان یا بیشتر محکوم شدند.
با وجود ادامه برخوردهای شدید، کلیسای زیرزمینی ایران همچنان در حال رشد است و تخمین زده میشود حدود ۸۰۰ هزار پیرو داشته باشد. برجی میگوید: «سطح سرکوب آنقدر بالا رفته که مردم احساس میکنند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.» الگوی زندگی هوسپیانمهر الهامبخش بسیاری از آنان بود.
چارلز گوگباشیان، شبان کلیسای ارامنه در چیزیک، غرب لندن، میگوید: «فروتنی او باعث میشد بتواند با هر چالشی روبهرو شود، چون میدانست آغازکننده این کار خداست. او میدانست هر کاری را که خدا آغاز کرده باشد، خود خدا نیز به پایان خواهد رساند.»
کشیش ادوارد هوسپیانمهر، شبان ایرانی، ۹ مه ۱۹۵۰ به دنیا آمد و در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ بر اثر حمله قلبی در ۷۶سالگی درگذشت.



0 Comments